قهرمان ميرزا عين السلطنه
6954
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
جمله مردم دشمن ايشان شوند * تو بمانى و سليمان « 1 » چرند مدح سردار سپه نيكو بود * در قلوب خلق جاى او بود مدح او را من بگويم بىهراس * زانكه من از كس نخواهم اسكناس ليك مدح تو ز نفرين بدتر است * زانكه مدحت مايهء شور و شر است مردمان از تو تنفر مىكنند * در غيابت خلق قُرقُر مىكنند ( چهار شعر سانسور ) بهر فحش جدّ و آباء تو پول * گر دهندت مىكنى فورى قبول منشىات آن شخص وافورى بود * همنشين منقل و قورى بود دشمن نوع بشر باشد همى * او اگر از تو بتر باشد همى او همى خواهد بميرند انس و جان * تا كه تنها او بماند در جهان مسلكش فحش است و نفرين و دروغ * نيست يك جو در سخنهايش فروغ گر دهد كافر به او يك روز پول * فحش گويد بر خدا و بر رسول هردو روزى يك مقاله مىدهد * يا به فحّاشان حواله مىدهد وان دگر در خوردن لشت نشا * دست بگرفته است بوق و منتشا آبروى خلق را در توى بوق * ريختى تو با مقالات شلوق قصدشان آزار خلق اللّه بود * فكرشان از معرفت كوتاه بود گاه با روسيه گه با انگليس * با اجانب روز و شب يار و جليس خون مردم را به شيشه مىكنيد * اين خيانت را هميشه مىكنيد اى مدير بىسواد و بىحيا * كلهات را خورد سازم زين عصا گر تو باشى فى المثل اسفنديار * كوهى از مغزت برون آرد دمار 1 - ميرزا كريم خان رشتى از آن حيلهبازها مدبر يارو 2 - هاوارت منشى و مترجم سفارت انگليس 3 - لشت نشاء ملكى امين الدوله در رشت كه ميرزا كريم خان مستأجر آن بود و ادعاها دارد « 2 » . نوشتهء نسيم صبا دربارهء عارف شرحى از مسافرت عارف به اسلامبول مىنويسد كه چقدر از شاه ( محمد على شاه )
--> ( 1 ) - سليمان ميرزا اسكندرى ( ا . ا . ) . ( 2 ) - درين مورد سردار سپه حكم ميان امين الدوله و ميرزا كريم خان شده بود . كتابچهء مفصلى از جريان اختلافات آنها در همان اوقات چاپ شده است كه عين آن را در كتاب « قبالهء تاريخ » آوردهام . ( ايرج افشار )